آرشیو برای: "شهریور 1395"

دخترم غدیر

نوشته شده توسط عین. کاف در 1395/06/25  •  6 نظر »

امروز روحانی محترمی داشت درباره عید غدیر و نحوه بزرگداشت آن می گفت. این که سعی کنیم در حد وسع خودمان بین اهالی خانه و همسایه شیرینی و شربت پخش کنیم، جشن بگیریم، عیدی بدهیم، اگر می توانیم مسجد و مدرسه ای به نام «غدیر» بسازیم. حالا من پشت فرمان و سر پیچ، پرت شدم به عربستان، مکه، صحن مسجد الحرام و یک عصر نیمه گرم تابستانی. همان سفر اول عمره م در سال 83 که همسفر مادر بودم و یکی از پروژه های شخصی مان کنجکاوی درباره حجاب و فرهنگ زنان مسلمان دیگر کشورها شده بود. به هر کسی می رسیدیم و به هر زبانی که بلد بودیم سعی می کردیم ارتباط بگیریم. آن روز عصر روبروی کعبه نشسته بودیم و قرآن می خواندیم... بیشتر »

از صحرای عرفات تا اتوبان قم-تهران

نوشته شده توسط عین. کاف در 1395/06/23  •  3 نظر »

راننده آژانس پرسید از داخل رودخانه بروم یا نه؟ پرسیدم شلوغ است رودخانه؟ - شلوغ؟! رودخونه رو بسته ن. رودخانه برای ما قم نشین ها، نهر پر آب خروشانی در کنار علفزاری سرسبز نیست. جا پای آسفالت شده ی رودخانه ی سابقی در مرکز شهر است که دقیقا از کنار حرم می گذرد و آن روز به خاطر برگزاری مراسم دعای عرفه مسیر ماشین رو (به گفته راننده) بسته شده بودی. خیال کردم الان دیگر کل جمعیت قم و بلکه ایران برای دعا رفته اند، فقط این منم که باید دقیقا زمان برگزاری دعا توی جاده قم-تهران باشم و اصلا از کجا معلوم که ماشینی در حال مسافر زدن گیر بیاید. به هفتاد و دو تن که رسیدم طبق معمول راننده ها دورم حلقه زدند و با تکرار و تعارف اسم مقصدشان دنبال جذب مسافر بودند. حتی صبر نمی کنند از ماشین پیاده شوم. تا دارم با راننده آژانس حساب می کنم یکی شان در کناری م را باز می کند و می پرسد کرج؟! بیشتر »

پای درس عرفه

نوشته شده توسط عین. کاف در 1395/06/21  •  3 نظر »

دعا غیر از عرض حاجت به درگاه خدا، اثرات روانشناختی بسیاری دارد. اینکه به یک جایی، یک موجود بی نهایتی امید بسته ایم و با او حرف می زنیم آدم را سرپا نگه می دارد. آدمی به امید زنده است و با تکلم، دانسته هایش را مرور می کند. حالا اگر این تکلم، تکرار مو به موی سخنان ائمه ای باشد که داناتر از ما هستند، می شود مثل تلقینی که داریم لغت به لغت تکرار می کنیم. انگار دو زانو پای کلاس درسی نشسته باشیم و چشم به لب های استاد دوخته باشیم. بیشتر »

غافل از آنند که حج می روند

نوشته شده توسط عین. کاف در 1395/06/20  •  1 نظر »

یکی از سوالاتی که بعد از واقعه ی تأسف بار منا در شبکه های اجتماعی مطرح شد، پرسش از ضرورت تشرف به سفر حج و مقایسه ی صرف هزینه ی این سفر با کمک به فقرا بود. این سوال که در زمان اوج اندوه و تألم روحی همه ی مردم ایران از این واقعه مطرح شد، حتی بسیاری از افراد متدین را هم به دودلی انداخت. بیشتر »

روشنفکری به نام رهبر

نوشته شده توسط عین. کاف در 1395/06/17  •  ارسال نظر »

دیروز بعد از اینکه بیانات رهبر را درباره­ی ضرورت حضور طلاب در فضای مجازی خواندم یه صفحه ورد باز کردم و تیتر زدم «روشنفکری به نام رهبر». برداشتم در نگاه اول این بود که با وجود فضای هنوز سنتی حاکم بر حوزه­های علمیه، رهبر خیلی باید روشنفکر باشند که از… بیشتر »

همسفر کاغذی

نوشته شده توسط عین. کاف در 1395/06/13  •  ارسال نظر »

اگر همین الان مجبور شوم برای همیشه از این خاک بروم و بگویند فقط به اندازه دو چمدان می توانی وسیله با خودت ببری چه چیزهایی را می بردم. لباس و باقی وسایل را می شد خلاصه کرد؛ مشکل فقط کتاب بود. کتاب هایی که ورود هر کدامشان به زندگی ام یک اتفاق زیبا بوده و حالا باید با بی رحمی تمام رهایشان می کردم. نشستم فکر کردم، چرتکه انداختم، دیدم راهی جز انتخاب نیست. روی بی رحم زندگی خودش را نشان داده و من باید زیرکانه با یک سنگ چندین گنجشک بزنم و چند کتابِ جان را برای همسفری از بین کتاب ها بُر بزنم. بیشتر »