خدای خیر و مسئله شر

نوشته شده توسط عین. کاف در 1395/11/02

بعضی وقت ها تراکم اتفاقات ناگوار در صفحه روزنامه های حوادث بیشتر می شود. این روزهاست که بحث و تحلیل ها از جنبه های مختلف بالا می گیرد. ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و دیگر جوانب، نقل محافل می شود و البته که در این میان فلسفه و الاهیات هم بی نصیب نیست. حوادثی مثل زلزله، سیل، جنگ، مرگ و میرهای ناگهانی و … که ناگهان عموم مردم را دچار شوک می کند و ممکن است به خیلی چیزها شک کنند!

دیروز که داشتم واکنش کاربران شبکه های اجتماعی را به حادثه آتش سوزی و فرو ریختن ساختمان پلاسکو رصد می کردم، دیدم یکی از کاربران با عجز و ناله برای سلامت آتش نشان ها دعا می کرد و با حالتی که حتی به عصبانیت و تهدید شبیه بود خطاب به خدا می گفت دقیقا همین امشب وقتش هست که معجزه های قشنگت را رو کنی و اینها را نجات بدهی! و من فکری شدم که اگر خدا نخواست، صلاح ندید، ید بیضایی نشان بدهد و گذاشت این حادثه سیر طبیعی خودش را طی کند و علل و معالیل در پی هم بیایند، آن وقت چه اتفاقی برای باورهای الاهیاتی آن فرد می افتد؟ چند حادثه دیگر لازم است تا بنای فکری خداباوری چنین افرادی فرو بپاشد؟

بعضی از اندیشمندان چنین حوادثی را که ما در رشته فلسفه دین مسئله شر می نامیم، بزرگترین پناهگاه الحاد می خوانند. می گویند روشن ترین دلیل برای انکار وجود خدا این است که خدای عالم مطلق، قادر مطلق و خیر محض، وجود شرور را در عالم روا می دارد. خدایی که در ادیان توحیدی این سه صفت را در غایت کمال دارد، اگر عالم باشد از وجود شرور آگاه است، به شرط قدرت، می تواند عالمی بدون شر بیافریند و چون خیر بندگانش را می خواهد باید از این شرور جلوگیری کند. ولی ما می بینیم که شر در عالم به وفور وجود دارد و این گزاره های متناقض ما را به این نتیجه می رساند که خدایی نیست؛ یا دست کم خدایی با این صفات وجود ندارد.

یکی از پاسخ هایی که به مسئله شر داده شده مبتنی بر اختیار انسان است. اینکه این جهان، بهترین جهان ممکن است و بهترین جهان ممکن دارای موجودات مختاری است که می توانند آزادانه خودشان خیر یا شر را انتخاب کنند، خودشان سرنوشت خود را رقم بزنند و پای انتخاب هایشان بایستند. اگر همه انسان ها مجبور بودند، دیگر فضیلت و رذیلت معنایی نداشت و باید قید بهترین جهان ممکن را می زدیم. علت خیلی از شرور عالم، خود انسان ها هستند. با بی احتیاطی کار دست خودشان می دهند، آن وقت می اندازند گردن خدا. آسیب های زیست محیطی، ظلم و ستم و رذایل اخلاقی، بی توجهی به سلامت و استفاده از مواد غذایی مضر و هزاران نمونه دیگر را می توان مثال زد که باعث می شود دود این انتخاب ها در چشم بشر برود و مسئله شر دیگری بسازد. 

اخبار پلاسکو را لحظه به لحظه دنبال می کنم. هر جور حساب می کنم می بینم خیلی ها در رقم خوردن این حادثه دخیل بوده اند. بی مسئولیتی، نداشتن تخصص کافی، بی توجهی به هشدارها، فرهنگ عمومی پایین و خیلی چیزهای دیگر دست به دست هم داده تا این ساختمان فرو بریزد. و اگر فرو ریختن چنین بنایی باعث تزلزل اعتقادات ما هم بشود، یعنی مسئله شر بیش از آنچه که فکرش را می کردم به خودمان بر می گردد. الاهیات پویشی برای لاپوشانی کردن مسئله شر یک تعبیری دارد که می گوید خدا هم با ما رنج می کشد. یعنی وقتی اتفاقی در عالم می افتد خیال نکنیم خدا عین خیالش نیست و فقط ما هستیم که داریم داد عدل و انصاف سر می دهیم. خدا هم وقتی اینها را می بیند به حال بشر غصه می خورد. البته ما در سنت دینی مان نمی توانیم عین این تعابیر را داشته باشیم. چون غصه خوردن خدای الاهیات پویشی از سر ضعف و قادر مطلق نبودنش است؛ ما اما می گوییم خدا متاثر نمی شود و محل حوادث نیست. با وجود این، اتفاقاتی نظیر پلاسکو را که می بینم حس شرمندگی پیش خالق به من دست می دهد. انگار وظیفه خودم می دانم از خدا عذرخواهی کنم که ببخشید چه اشرف مخلوقاتی آفریدی و حالا داریم چه می کنیم با خودمان! عقل و ابزار و همه چیز برایمان مهیا کردی؛ اما نتوانستیم حتی هم میهنانمان را حفظ کنیم. حتی جنگ و خونریزی راه می اندازیم، به هم نارو می زنیم، با دوستان دشمنی می کنیم؛ آن وقت قیافه حق به جانب و مظلومانه می گیریم و خدا را مقصر همه این حوادث می دانیم. خدایی که بیشتر از ما غصه می خورد برایمان. خدا ما را ببخشد.

(بحث مفصلی است. این مطلب فقط مقدمه بود و فتح باب. اگر دوست داشتید یادداشت قدیمی ام را درباره مسئله شر در این سایت هم بخوانید.)

اشتراک گذاری این مطلب!